ابراهيم عاملي ( موثق )

500

تفسير عاملي ( فارسي )

كوشش كند و جستجو تا غفلت و بيخبرى او را گرفتار ناروا و ناپسند نكند ، 2 - يوسف بن حسين بيكى از ياران گفت : اگر براى فقيرى يا اهل معرفتى چيزى خواهى - ببرى يا خوراكى بخرى بهتر و لطيفترش را فراهم كن چون آن بمعرفت رسيد جز نرم و لطيف نپسندد و با غير نمكين خوى نگيرد ، كه به قرآن فرمود : « فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً » ولى اگر براى زهّاد و عبّاد بخرى آنچه رسيد بخر كه آنها هنوز در خوارى نفسند و جلوگيرى از شهوات . مجمع : كلبى گفته است : يعنى خوراك پاكيزه ، عكرمه گفته است از آنچه كه بيشتر است ، بعضى گفته‌اند : چون خوراك مردم آن شهر جملگى مطبوع ، و مطابق دين آنها نبود گفته‌اند غذاى حلال بخر . « وَلْيَتَلَطَّفْ » 19 مجمع : يعنى بايد مواظب بود كه كسى آگاه نشود كه ما هستيم ، يا مقصود ساده گرفتن كار است و سختى نكردن با صاحبان خوراك در بها و ارزش و باصطلاح چانه نزدن . روح البيان : يعنى دقّت كند تا مغبون نشود ، و بعض متقدّمين گفته‌اند حروف قرآن را حساب كردم به دو بخش لام و دوّم « وَلْيَتَلَطَّفْ » در نصف اوّل است و از طاء و فاء نصف دوّم است . « وَكَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ » 21 طبرى : يعنى چنان كه از پس روزگارى دراز آنمردم را از خواب بيدار كرديم و به همان جور دگر مردم را از سرگذشت آنها خبردار كرديم تا شكّى كه در دل داشتند و بقدرت خداوندى دو دل بودند كه چگونه مرده زنده مىشود از دل بدر كنند و بدانند كه وعده هاى خداوند راست - است و درست و روز واپسين آمدنى است و كس را در آن شكّ نماند . « إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ » 21 تبيان : اين جمله دو جور معنى مىشود : 1 - چون مردم در كار آن گروه گفتگو كردند ما آنها را براز ايشان آگاه كرديم 2 - ما مردم را از سرگذشت آن جوانمردان خبردار كرديم تا هنگام نزاع و گفتگو در سرنوشت پس از مرگ بدانند .